تکنولوژی مهار درد 2:
"تكنولوژي مهار درد "
۲-مهار دردهاي جسمي:
... هميشه به خاطر داشته باش
مغز چيزي به اسم درد رو نمي تونه براي خودش تجزيه و تحليل كنه و بشناسه
براي اينكه چيزي توسط ذهن قادر به شناخته شدن باشه
بايد اون چيز
كميت و كيفيت مشخصي داشته باشه
و هرعنصري كه داراي كميت و كيفيت مشخصي نيست
براي ذهن غير قابل شناساييه
براي همين هم افراد ذهن گرا و فلاسفه اغلب براي شناخت مجرداتي كه فاقد كيفيت و كميت مطلق هستن دچار اشكال شديد مي شن
و براي اين افراد
شناخت عالم تجرد و ماورا، عشق، انواع احساسات و باورهاي متعلق به لايه هاي زندگي پس از مرگ،وجود روح و حتي خدا؛
در خيلي از موارد امكان پذير نيست
و يا
با نقصهاي فراشناختي بسيار شديدي همراه هست.
درد هم؛
يكي از همين موضوعهاي فاقد كميت و كيفيته
كه ذهن از پرداختن و شناختن اون عاجزه
اين عدم شناخت؛
باعث تمركز بيش از پيش ذهن و چند برابر شدن تاثير يك درد جزئي در بدن ميشه
معمولا دردهايي كه ما مي كشيم در واقعيت امر
اونقدرها هم شديد و غير قابل تحمل و سخت نيستن
بلكه اين تمركز ناخودآگاه ذهن براي درك و شناخت درده كه تاثير اون رو چندين برابر جلوه ميده
و بسياري از اوقات
باعث تعميم درد؛ به نقاط فراگير بدن ميشه
ولي يه راه ساده براي مقابله با انواع دردها
و جلوگيري از شدت گرفتن و ادامه ي اونها وجود داره
راه اينه كه براي درد بتوني در ذهنت
كيفيت و كميت مشخصي تعريف كني
تا ذهن به راحتي بتونه احساس درد رو در اون قالب تجزيه تحليل كنه و بشناسه
و بعد خيلي راحت با قدرت برتر ذهن نسبت به احساس؛
تمام درد رو از وجودت كنار بزني.
مثلا اگه حس مي كني سرت درد مي كنه
سعي كن سردرد رو براي ذهنت به صورت يك ادراك فيزيكي و داراي كميت و كيفيت مشخص تعريف كني و بهش كمك كني كه ماهيت درد رو در قالبي از پيش تعريف شده قرار بده و بشناسه.
مثلابراي سردردت رنگ و بوي مشخص و حتي مزه ي مشخص و شكل و ابعاد مشخصي در ذهنت تعريف كن؛
شايد بخواي فكر كني ماهيت سردرد
به صورت يك مايع لجني شكل بدبو با مزه ي فوق العاده تلخه كه توي يك قوطي كنسرو كثيف و چندش آور ريخته شده
ذهن تو با تصوير درد در قالب چنين ذهنيتي فورا فرمان به انزجار و نفرت از درد و پرتاب اون به بيرون از وجودت رو به كل بدن صادر ميكنه
خودتم بهتره در پرتاب اين قوطي كنسرو به بيرون از ذهنت نقش فعالي داشته باشي
و بعد درهاي ذهنت رو به روي بازگشت مجدد تصوير اون به ذهنت ببندي
براي يه لحظه فكر كن درد رو كه يك لجن بدبو و لزج و كثيف بوده در يك قوطي كنسرو خالي از ذهنت بيرون انداختي
اونوقت متوجه مي شي كه در همون لحظه درد سرت كاملا خوب ميشه
ولي دوباره همون درد
احتمالا بعد از چند ثانيه به شقيقه هات برميگرده
چون ذهن تو به باور قالبهاي از پيش تعيين شده خو نگرفته
و تو بايد با تكرار تصاوير مشابه و قالباي جورواجور
ذهنت رو به پذيرش و باور اونها
عادت بدي
تا با اين روش بتوني ذهن پريشان دردناكت رو به خوبي با قدرت اراده اي قوي مهار كني
و بعد از مدتي
اين توان ارزشمند رو بدست بياري كه با استفاده از تصاوير ذهني و قالبهاي از پيش آماده شده اي كه ذهنت رو بهشون عادت دادي
به راحتي از شر هر نوع درد مادي و معنوي مزاحم رها بشي
و به خودت اين امكان رو بدي كه هر وقت اراده كني
. تا هر زماني كه فرصت زندگي باقيه
شاد و سرحال و بي درد باشي.
ر.گ(صبح)
با بيان و برداشت متفاوتي از متد خوزه سيلوا.
۲-مهار دردهاي جسمي:
... هميشه به خاطر داشته باش
مغز چيزي به اسم درد رو نمي تونه براي خودش تجزيه و تحليل كنه و بشناسه
براي اينكه چيزي توسط ذهن قادر به شناخته شدن باشه
بايد اون چيز
كميت و كيفيت مشخصي داشته باشه
و هرعنصري كه داراي كميت و كيفيت مشخصي نيست
براي ذهن غير قابل شناساييه
براي همين هم افراد ذهن گرا و فلاسفه اغلب براي شناخت مجرداتي كه فاقد كيفيت و كميت مطلق هستن دچار اشكال شديد مي شن
و براي اين افراد
شناخت عالم تجرد و ماورا، عشق، انواع احساسات و باورهاي متعلق به لايه هاي زندگي پس از مرگ،وجود روح و حتي خدا؛
در خيلي از موارد امكان پذير نيست
و يا
با نقصهاي فراشناختي بسيار شديدي همراه هست.
درد هم؛
يكي از همين موضوعهاي فاقد كميت و كيفيته
كه ذهن از پرداختن و شناختن اون عاجزه
اين عدم شناخت؛
باعث تمركز بيش از پيش ذهن و چند برابر شدن تاثير يك درد جزئي در بدن ميشه
معمولا دردهايي كه ما مي كشيم در واقعيت امر
اونقدرها هم شديد و غير قابل تحمل و سخت نيستن
بلكه اين تمركز ناخودآگاه ذهن براي درك و شناخت درده كه تاثير اون رو چندين برابر جلوه ميده
و بسياري از اوقات
باعث تعميم درد؛ به نقاط فراگير بدن ميشه
ولي يه راه ساده براي مقابله با انواع دردها
و جلوگيري از شدت گرفتن و ادامه ي اونها وجود داره
راه اينه كه براي درد بتوني در ذهنت
كيفيت و كميت مشخصي تعريف كني
تا ذهن به راحتي بتونه احساس درد رو در اون قالب تجزيه تحليل كنه و بشناسه
و بعد خيلي راحت با قدرت برتر ذهن نسبت به احساس؛
تمام درد رو از وجودت كنار بزني.
مثلا اگه حس مي كني سرت درد مي كنه
سعي كن سردرد رو براي ذهنت به صورت يك ادراك فيزيكي و داراي كميت و كيفيت مشخص تعريف كني و بهش كمك كني كه ماهيت درد رو در قالبي از پيش تعريف شده قرار بده و بشناسه.
مثلابراي سردردت رنگ و بوي مشخص و حتي مزه ي مشخص و شكل و ابعاد مشخصي در ذهنت تعريف كن؛
شايد بخواي فكر كني ماهيت سردرد
به صورت يك مايع لجني شكل بدبو با مزه ي فوق العاده تلخه كه توي يك قوطي كنسرو كثيف و چندش آور ريخته شده
ذهن تو با تصوير درد در قالب چنين ذهنيتي فورا فرمان به انزجار و نفرت از درد و پرتاب اون به بيرون از وجودت رو به كل بدن صادر ميكنه
خودتم بهتره در پرتاب اين قوطي كنسرو به بيرون از ذهنت نقش فعالي داشته باشي
و بعد درهاي ذهنت رو به روي بازگشت مجدد تصوير اون به ذهنت ببندي
براي يه لحظه فكر كن درد رو كه يك لجن بدبو و لزج و كثيف بوده در يك قوطي كنسرو خالي از ذهنت بيرون انداختي
اونوقت متوجه مي شي كه در همون لحظه درد سرت كاملا خوب ميشه
ولي دوباره همون درد
احتمالا بعد از چند ثانيه به شقيقه هات برميگرده
چون ذهن تو به باور قالبهاي از پيش تعيين شده خو نگرفته
و تو بايد با تكرار تصاوير مشابه و قالباي جورواجور
ذهنت رو به پذيرش و باور اونها
عادت بدي
تا با اين روش بتوني ذهن پريشان دردناكت رو به خوبي با قدرت اراده اي قوي مهار كني
و بعد از مدتي
اين توان ارزشمند رو بدست بياري كه با استفاده از تصاوير ذهني و قالبهاي از پيش آماده شده اي كه ذهنت رو بهشون عادت دادي
به راحتي از شر هر نوع درد مادي و معنوي مزاحم رها بشي
و به خودت اين امكان رو بدي كه هر وقت اراده كني
. تا هر زماني كه فرصت زندگي باقيه
شاد و سرحال و بي درد باشي.
ر.گ(صبح)
با بيان و برداشت متفاوتي از متد خوزه سيلوا.
با بيان و برداشت متفاوتي از متد خوزه سيلوا.
براي دريافت خلاصه كتاب دستان شفابخش نوشته خوزه سيلوا و آشنايي با متد هاي مختلف ذهني كنترل درد به اين لينك مراجعه كنيد:
براي دريافت خلاصه كتاب دستان شفابخش نوشته خوزه سيلوا و آشنايي با متد هاي مختلف ذهني كنترل درد به اين لينك مراجعه كنيد:
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 20:6 توسط حوریا
|



