توهین و پیامدهای آن در زندگی



 وقتی به دوست یا همسرت توهین می کنی، دیگه ازش توقع موندن نداشته باش. توهین به دیگران کشنده ترین حربه ایه که قربانیش هرگز التیام پیدا نمیکنه. اون نمی تونه زخمی رو که خورده به راحتی ترمیم یا فراموش کنه و این دلیلیه که بعد از بگو و مگو حتی اگه با دلی سرشار از عشق به سمتش بری باز پست می زنه. شاید در جریان بگومگوهات در جواب توهینات بهت توهین کنه. اینطور وقتا برخلاف انتظار، کار برای یه آشتی دوباره راحت تر و ساده ترمیشه. چون دیگه هردوتاتون یه جرم مشترک دارین . اما پاسخ هر توهینی با توهین، می تونه شرایط رو بغرنج تر و ارتباطات رو سیاه تر و نفرت انگیز تر کنه. با این وجود، زیاد سخت نگیرین و اگه شروع کننده یک دعوابودین یا نبودین، و در ازای توهینهاتون توهین شنیدین،باز برین آشتی کنین و عذربخواین تاعذربخواد و فراموش کنین تافراموش کنه. هیچوقت شروع کننده کلام یا رفتار توهین آمیز نباش. این نشون میده که فرد تعادل روانی نداره. در عوض وقتی به کسی توهین می کنی، سعی کن صدا و واژه های خودت رو خوب به خاطر بسپاری. اینطوری اگه در جواب هر توهینی، توهینی بشنوی، یادت می مونه که زیاد هم به ناحق نبوده. یادت بمونه که هیچ کس مجبور نیست تحمل کنه که بهش توهین بشه و سکوت کنه. درینصورت شخص مجبوره یا با حسی آمیخته با نفرت ازت بگذره یا تلافی کنه. تنها دو راه برای مقابله با توهین هست؛ یا اعتراض و توهین متقابل، که پیشنهاد نمیشه و یا رفتار محترمانه تر که شکایت به مراجع قضایی و قانونیه که در ازای هر توهین، هشتاد ضربه شلاق نصیب فرد تبه کار و فحاش میشه. یادمون باشه که توهین به دیگران، حتی نزدیک ترین افراد زندگیمون، یک جرم واقعیه و مستحق مجازاتی واقعی و دردناک، تعریف شده در شرع و قانون. لااقل بیایم در زندگی خصوصی و اجتماعیمون دیگه تبه کار نباشیم و اگر فرد بد زبان و بد دهنی هستیم، بدونیم که هیچ کس مجبور نیست توهینهای مارو بی جواب قانونی باقی بزاره و یا در سکوت تحمل کنه. قبل از شنیدن جواب دیگران، توهینایی رو که از سر عصبانیت به دیگران می کنیم، به خاطر داشته باشیم و قبل ازینکه قضیه بدتر بشه، خالصانه ازونها عذر بخوایم و اعتراف کنیم که همه ی اون حرفارو از سر عصبانیت زدیم ! کاری که اشتباه محض بوده و به خاطر ضعف شخصیتی ما. کاری که دیگه هیچوقت تکرار نمیشه.


ر.گ

تلسم سياه

طبق یک عقیده ی تجربه شده و ارزشمند سرخ پوستها؛  اگر زن یا مردی در دل دیگری به هر نحوی  ایجاد علاقه کند و بعد  او را ترک کند بدون اینکه مخاطبش دلیل این رها شدگی و ترک شدگی را بداند و آن را بپذیرد؛ انرژی عشق یک طرفه ای که از طرف شخص ترک شده و منتظر؛ در زندگی فرد ترک کننده حاکم می شود؛ تبدیل به تلسمی خواهد شد که هرگز به او اجازه ی تجربه ی یک عشق واقعی و یا خوشبختی دائمی و یا رفع تنهایی را نخواهد داد...فرد ترک کننده تا آخر عمر از تنهایی روحی زجر خواهد کشید؛ مگر اینکه   به گذشته برگردد و دلیل موجهی برای فرد ترک شده محیا کند و ازو طلب بخشایش کند تا او بتواند قلبا او را رها کرده و  این تلسم سیاه  باطل شود.


ولی اگر فرد ترک شده در این فاصله مرده باشد؛ تلسم بدبختی تا آخر عمر گریبان ترک کننده را خواهد گرفت...


دليل اكثر مشاجرات بين فردي

 

با انجام  تحقيقات روانشناسي

 ثابت شده كه در اكثر مشاجرات ميان فردي،

از جمله دعواهاي زناشويي و خانوادگي،

فقط ده درصد مشاجرات و دعواها به خاطر مفاهيم بد كلامي اتفاق مي افته

در حاليكه نود درصد مشاجرات خانوادگي و ميان فردي

به دليل لحن بد يكي از طرفين يا هر دوست.

خيلي مهمه به ذهن بسپاري كه

در ارتباط با هر نوع  مخاطبي

قبل ازينكه طرف مقابل به مفهوم كلام ما توجه كنه،

اين نوع نگاه و لحن صداي ماست كه

انرژي ذهني مثبت يا منفي مارو متناسب به نوع ديدگاهي كه نسبت به فرد داريم،

به اون منتقل مي كنه

و منجر به واكنش و موضع گيري متقابل اون در برابر انرژي خوب يا بد ذهني ما،

قبل از شنيدن كلام ميشه.

و حتي امكان داره در برابر زيباترين كلمات ما به خاطر لحن نازيبايي كه در اداي اون كلمات به كار برديم

موضع گيري كنه.

و يا در برابر اداي تلخ ترين  كلمات،

به خاطر نحوه ي بياني بي غرض و دوستانه عكس العمل منفي نشون نده

 

پس به خاطر داشته باش يه همسر خوب

هميشه بايد همونقدري كه به مفاهيم كلامي كه بايد بيان بشه توجه مي كنه،

به طرز نگاه و لحن كلامش هم در زمان ارتباط با مخاطب  بايد توجه خيلي زيادي داشته باشه.

 

 

ضرورت شناخت خدايان و خدابانوان درون انسان

اسطوره ها سر نخ هایی به سوی عمیق ترین توان های معنوی ما هستند و میتوانند ما را به شادی، اشراق و حتی جذبه رهنمون شوند. بقایای همه اسطوره ها مانند تکه سفال های شکسته در یک محوطه باستان شناسی ، حدود دیوار های نظام باورهای درونی ما را مشخص می...کنند. هنگامی که داستان های اسطوره ای در ذهن شما جا بگیرد، ارتباط آن را با آنچه در زندگیتان اتفاق می افتد در می یابید. آنها شما را در مقابل چشم اندازی از آنچه برایتان اتفاق می افتد قرار میدهند.
این اطلاعات جسته و گریخته از روزگاران کهن و ناظر به مضمون هایی که به زندگی بشر یاری رسانده اند، تمدن ها را پدید آورده اند و در گذر هزاره ها ادیان را تغذیه کرده اند. به مسائل عمیق درونی و رازهای درونی و آستانه های گذر درونی ما میپردازند و اگر شما راهنما ها و علائم موجود در طول مسیر را نبینید، ناگزیرید شخصا مسیر را پیدا کنید.

اسطوره شناسی "آواز کائنات" یا " موسیقی افلاک " است. نوعی موسیقی که با آن به رقص در می آییم،حتی هنگامی که نام آهنگ آن را ندانیم.
ما ترجیع بندهای آن را میشنویم، "خواه در فراغت تنهایی به مومبو جومبوی یک حکیم جادوگر کُنگویی گوش کنیم، یا با جذبه ای فرهیخته ترجمه ی غزل های لائوتسه را بخوانیم، یا گهگاهی هسته سخت برهانی از آکویناس را بشکنیم و یا ناگهان معنای درخشان یک قصه عجیب و غریب پریان اسکیموها را در یابیم."
مثل قدیمی رومی میگوید : کسی که میخواهد ، سرنوشت راهنمای اوست، و کسی که نمیخواهد سرنوشت او را به دنبال خود خواهد کشید.
قدرت اسطوره ـ جوزف کمبل
 
ضرورت شناخت خدایان و خدابانوان درون انسان:

خدایان و خدابانوان درون انسان, هم به کهن الگوی قدرتمند درونی و هم به کلیشه های سازگارانه اجتماعی آنها می پردازد,«دیدگاهی کاالبدشکافانه»از روان شناسی اعماق وجودمان را فراهم می سازد و بدین ترتیب ک...مک می کند تا ریشه تعارضات درونی خود و در عین حال تمامیت وجودی خود را بازیابیم.
وقتی در می یابیم آنچه که انجام میدهیم,بر اساس نوع شخصیت ماست ,دستخوش حالتی از خوشی و نشاط می شویم که ریشه در احساس تمامیت و یگانگی با هستی دارد.برعکس زمانی که وضعیت جسمی و رویاها و علائم بالینی,تعارضات و رنج ها ی مارا نشان میدهند,در می یابیم که یک کهن الگو را نادیده گرفته و یا آگاهانه سرکوب کرده ایم.
سروران «اعم از خدایان و خدابانوان»یونان باستان در درون همه ما ,اعم از زن و مرد زندگی می کنند ,هر چند که معمولا در شخصیت مردان ,خدایان و در شخصیت زنان ,خدابانوها از قدرت بیشتری برخوردارند.
هر کهن الگویی «با مواهب خدایان » و «نعمت های خدابانوان » و مشکلات بالقوه خاص خود ارتباط دارد قدردانی از آنها باعث می شود تا هم به خاطر بهره مندی از آنها احساس غرور کنیم ,هم دست از سرزنش خود بر داریم .از انجا که انچه منطبق بر کهن الگوی ماست ,ارزشمند است ,انسانی که بداند کدام خدا و خدابانو, در وی فعال تر است,حق انتخاب ها و شرایطی را که موجب احساس رضایت بیشتر او می شوند بهتر میشناسد.
شناخت خدایان گاهی باعث می شود تا بخش های فراموش شده و مُثله شده خود را «بازشناسیم».
با آگاهی از وجود آنان ,درست مثل زمانی که در آیینه نگاه می کنیم و انگار برای اولین بار است که خود را می بینیم,به شناخت و بینش واضح و شفافی دست می یابیم,علت عکس العمل های دیگران نسبت به خود را می فهمیم و خود را بهتر می شناسیم.

برگرفته از کتاب نمادهای اسطوره ای و روانشناسی مردان
نویسنده شینودا بولن
Photo: ‎ضرورت شناخت خدایان و خدابانوان درون انسان:

خدایان  و خدابانوان  درون انسان, هم به کهن الگوی قدرتمند درونی و هم به کلیشه های سازگارانه اجتماعی آنها می پردازد,«دیدگاهی کاالبدشکافانه»از روان شناسی اعماق وجودمان را فراهم می سازد و بدین ترتیب کمک می کند تا ریشه تعارضات درونی خود و در عین حال تمامیت وجودی خود را بازیابیم.
وقتی در می یابیم آنچه که انجام میدهیم,بر اساس نوع شخصیت ماست ,دستخوش حالتی از خوشی و نشاط می شویم که ریشه در احساس تمامیت و یگانگی با هستی دارد.برعکس زمانی که وضعیت جسمی و رویاها و علائم بالینی,تعارضات و رنج ها ی مارا نشان میدهند,در می یابیم که یک کهن الگو را نادیده گرفته و یا آگاهانه سرکوب کرده ایم.
سروران «اعم از خدایان و خدابانوان»یونان باستان در درون همه ما ,اعم از زن و مرد زندگی می کنند ,هر چند که معمولا در شخصیت مردان ,خدایان و در شخصیت زنان ,خدابانوها  از قدرت بیشتری برخوردارند.
هر کهن الگویی «با مواهب خدایان » و «نعمت های خدابانوان » و مشکلات بالقوه خاص خود ارتباط دارد قدردانی از آنها باعث می شود تا هم به خاطر بهره مندی از آنها احساس غرور کنیم ,هم دست از سرزنش خود بر داریم .از انجا که انچه منطبق بر کهن الگوی ماست ,ارزشمند است ,انسانی که بداند کدام خدا و خدابانو, در وی فعال تر است,حق انتخاب ها و شرایطی را که موجب احساس رضایت بیشتر او می شوند بهتر میشناسد.
شناخت خدایان گاهی باعث می شود تا بخش های فراموش شده و مُثله شده خود را «بازشناسیم».
با آگاهی از وجود آنان ,درست مثل زمانی که در آیینه نگاه می کنیم و انگار برای اولین بار است که خود را می بینیم,به شناخت و بینش واضح و شفافی دست می یابیم,علت عکس العمل های دیگران نسبت به خود را می فهمیم و خود را بهتر می شناسیم.

برگرفته از کتاب نمادهای اسطوره ای و روانشناسی مردان
نویسنده شینودا بولن‎
"آدم ها و حوادث در فعال شدن خدایان موثرند"

واکنشی که کهن الگویی، یا «وجه مشخصه» خدایان خاص است، ممکن است توسط فرد یا حادثه دیگری فعال و یا به قول یونگ متجلی شود. مثلا پسری که با صورت کبود به خانه می آید و کوچک ترین توضیحی در این باره نمی د...هد، ممکن است خشم و انتقام پدر پوزیدونی [خدای دریا،عرصه عواطف و غرایز] را که خواهان تنبیه کسی است که چنین بلایی را بر سر پسرش آورده، برانگیزد، اما یک پدر زئوسی [خدای آسمان،حیطه اراده و قدرت] با دیدن صورت کبود پسرش، او را تحقیر کند.

خیانت به همسر نیز به همین منوال واکنش های گوناگونی را در پی خواهد داشت. وقتی مردی متوجه می شود که همسرش به او وفادار نیست یا زنی را که متعلق به خود می دانسته، معشوقه دیگری دارد،
آیا مثل زئوس تلاش می کند مرد دیگر را نابود کنـد؟
یا چون آپولو [خدای خورشید_کمانگیر، قانونگذار، محبوب] تصمیم می گیرد زن را نابـود سازد؟
یا چون هرمس [خدای پیام رسان] می خواهد جزئیات را بدانـد؟
یا مثل هفاستئوس [خدای صنعت ] فکر می کند باید آبروی آن دو را در ملاء عام ببرد؟

شرایط تاریخی نیز قادرند موقعیت را برای فعال شدن خدای خاصی در همه مردان فراهم سازند. مردان جوانی که گرایش دیونیزوسی [خدای عاشق،آواره و شور و مستی عارفانه] داشتند و خواهان تجارب از خود بی خودشـدگی بودند، در دهه 1960 به روان گردان هایی چون حشیش علاقه زیادی نشان دادند. بسیاری از آنها به عواقب روانی ناشی از مصرف مواد مخدر دچار شدند و عده ای هم دچار تَوهم روشن بینی و دستیابی به عوالم روحانی گردیدند. مردانی که در حالت عادی دیونیزوسی به شمار نمی آمدند، خصوصیات دیونیزوسی پیدا کردند و در نتیجه در مقایسه با قبل حسی تر شدند و آگاهی بیشتری پیدا کردند.

مردانی که داوطلبانه یا غیر داوطلبانه در جنگ ها شرکت داشتند، با آرس [خدای جنگ]، هم ذات شدند. در هر دو حالت، شرایط جنگی، آرس را فعال می کـرد. مردانی که در شرایط عادی حتی از نزاع های کوچک نیز دوری می کنند، ممکن است در وضعیت های جنگی حتی آدم بکشنـد.


نمادهای اسطوره ای و روانشناسی مردان/شینودا بولن
See more
Photo: ‎"آدم ها و حوادث در فعال شدن خدایان موثرند"

واکنشی که کهن الگویی، یا «وجه مشخصه» خدایان خاص است، ممکن است توسط فرد یا حادثه دیگری فعال و یا به قول یونگ متجلی شود. مثلا پسری که با صورت کبود به خانه می آید و کوچک ترین توضیحی در این باره نمی دهد، ممکن است خشم و انتقام پدر پوزیدونی [خدای دریا،عرصه عواطف و غرایز] را که خواهان تنبیه کسی است که چنین بلایی را بر سر پسرش آورده، برانگیزد، اما یک پدر زئوسی [خدای آسمان،حیطه اراده و قدرت] با دیدن صورت کبود پسرش، او را تحقیر کند.

خیانت به همسر نیز به همین منوال واکنش های گوناگونی را در پی خواهد داشت. وقتی مردی متوجه می شود که همسرش به او وفادار نیست یا زنی را که متعلق به خود می دانسته، معشوقه دیگری دارد، 
آیا مثل زئوس تلاش می کند مرد دیگر را نابود کنـد؟ 
یا چون آپولو [خدای خورشید_کمانگیر، قانونگذار، محبوب] تصمیم می گیرد زن را نابـود سازد؟ 
یا چون هرمس [خدای پیام رسان] می خواهد جزئیات را بدانـد؟
 یا مثل هفاستئوس [خدای صنعت ] فکر می کند باید آبروی آن دو را در ملاء عام ببرد؟

شرایط تاریخی نیز قادرند موقعیت را برای فعال شدن خدای خاصی در همه مردان فراهم سازند. مردان جوانی که گرایش دیونیزوسی [خدای عاشق،آواره و شور و مستی عارفانه] داشتند و خواهان تجارب از خود بی خودشـدگی بودند، در دهه 1960 به روان گردان هایی چون حشیش علاقه زیادی نشان دادند. بسیاری از آنها به عواقب روانی ناشی از مصرف مواد مخدر دچار شدند و عده ای هم دچار تَوهم روشن بینی و دستیابی به عوالم روحانی گردیدند. مردانی که در حالت عادی دیونیزوسی به شمار نمی آمدند، خصوصیات دیونیزوسی پیدا کردند و در نتیجه در مقایسه با قبل حسی تر شدند و آگاهی بیشتری پیدا کردند.

مردانی که داوطلبانه یا غیر داوطلبانه در جنگ ها شرکت داشتند، با آرس [خدای جنگ]، هم ذات شدند. در هر دو حالت، شرایط جنگی، آرس را فعال می کـرد. مردانی که در شرایط عادی حتی از نزاع های کوچک نیز دوری می کنند، ممکن است در وضعیت های جنگی حتی آدم بکشنـد.


نمادهای اسطوره ای و روانشناسی مردان/شینودا بولن‎

خدابانوان دروني زنان

کهن الگو چیست؟
مفهوم کهن الگو ابتدا توسط یونگ وارد روان شناسی شد.کهن الگو ها, الگوی رفتارهای غریزی انسانند که برای درک پدیده ها و پاسخ دهی به آنها, در انسان وجود دارند و ازلی, اما ناآشکارند. آنها در ناخودآگاه جمعی که بخشی از ناخودآگاه انسان... است قرار دارند و غیر شخصی و جهان شمول هستند.
البته می توان با جنبه شخصی دادن به این الگوها در قالب خدایان و خدابانوان که اسطوره های کهن الگویی هستند,آنها را توضیح داد.خدایان و خدابانوان برانگیزاننده عواطف و تصاویر ذهنی انسان و با موضوعات جهان شمول و نیز با ویژگی های انسانی مرتبط اند.آنان پژواکی حقیقی از تجارب انسانی هستند.خدایان, رویاهای شخصی انسان را تحت تاثیر قرار می دهند و هم چون نور اَفکنی, بخش تاریک موقعیت یا شخصیت ما یا کسی را که می شناسیم,روشن می سازد.
کهن الگوها را می توان به فرایند بذرافشانی تشبیه کرد.رشد بذرها به عواملی چون خاک و شرایط جوی , مواد غذایی خاص در خاک, مراقبت از سر علاقمندی و یا بی توجهی باغبان, اندازه و عمق ظرفی که بذر در آن پاشیده شده و پیچیدگی خود گیاه بستگی دارد.شرایط بر وضعیت رشدی بذر تاثیری ویژه دارند, اما هویت گیاه, درست مثل وضعیت یک کهن الگو قابل شناسایی است.
اسطوره ها, همچون موقعیت های کهن الگویی, پیشینه فرهنگی ما را آشکار می کنند. بعضی از اسطوره ها مانند قطعات در هم شکسته ای هستند که باید آنها را کنار هم بگذاریم و مطلبی را از آنها استنباط کنیم. برخی هم به خوبی حفظ می شوند و همچون نقش های دفن ش...ده, زیر خاکسترهای معبد پمپی هستند که اکنون کشف شده اند.

 به تعبيري، اسطوره های یونان تجسم دوران کودکی تمدن ما هستند و درباره باورها و ارزش هایی که ما محصول آنها هستیم, حرف هایی برای گفتن دارند. اسطوره ها همچون داستان های خانوادگی به نسل حاضر منتقل شده اند تا مورد آنچه هستیم و آنچه دیگران از ما انتظار دارند, سخن بگویند.
آنچه در حافظه ژنتیکی ما وجود دارد, بخشی از میراث روان شناسانه ای است که به ما شکل داده و به گونه ای نامریی بر ادراکات و رفتارهای ما تاثیر داشته است.
از دیدگاه روان شناسی، کهن الگوهای فعال درون ما هستند که ما را با آنچه برایمان پر معناست، پیوند می دهند. شناخت کهن الگوی مهم درونی به ما می گوید چه چیزی در عمق وجودمان مهم است و همین شناخت، در حفظ موقعیت به ما کمک خواهد کرد و اختیار زندگیمان... را در دست می گیریم.
یونگ معرف مفهوم کهن الگو در روانشناسی است. از نظر او کهن نمونه ها الگوی رفتارهای غریزی هستند که در ناخودآگاه جمعی ما حضور دارند. ناخودآگاه جمعی بخشی از ضمیر ناخودآگاه ماست که فراشخصی و جهانی است ، با شکل و محتوای رفتاری کمابیش یکسان در همه ...جا و برای همه انسانها.
افسانه ها و اسطوره ها و همچنین تصاویر و محتوای خواب ها بیان کهن نمونه ها هستند. شباهت های بسیار میان اساطیر فرهنگ های مختلف ، خود بیانگر حضور مشترک الگوهای کهن نمونه ای در همه مردم است. این الگوهای از پیش موجود، بر چگونگی رفتار و واکنش های ما با دیگران تاثیر میگذارد.
"مادر" یکی از کهن نمونه های متعدد است – نقشی نهفته و از درون تعیین شده – که در زنان برانگیخته میشود. با شناخت کهن نمونه های دیگر میتوانیم به وضوح کهن نمونه های فعال در خود و دیگران را تشخیص دهیم. برای مثال دیمیتر ، خدابانو-مادر، تجسم کهن نمونه مادر است. بقیه عبارتند از: پرسفون (دختر) ، هِرا (همسر)‌، آفرودیت (دلداده) ، آرتمیس (خواهر و رقیب) ، آتنا (مدبر) و هستیا (نگاهدارنده آتشکده ).
خدابانوان در مقام شناسایی انگاره های درونی وقتی به کمک می آیند که با احساسات درونی زن هماهنگ باشند، در غیر این صورت کهن نمونه ها اساسا نام پذیر نیستند.
خدابانوان یونان انگاره های زنانه ای هستند که بیش از سه هزار سال در ذهن بشر زیسته اند. آنها تفاوت های بسیاری با یکدیگر دارند و هر یک برخوردار از ویژگی های بالقوه مثبت و منفی هستند. حتی برخی از آنها مخالف یکدیگرند که این خود تمثیلی است برای گ...وناگونی رفتار و نیز وجود تضاد در زنان.
با وجودی که خدابانوان الگوهای رفتاری بالقوه در روان همه زنانند، اما برخی از آنها در زنی برانگیخته شده ( فعال است و رشد یافته ) و برخی دیگر خاموش مانده اند. یونگ از تشبیه شکل گیری بلور برای درک تفاوت های میان الگوهای کهن نمونه ای ( که جهان شمول هستند) و کهن نمونه برانگیخته شده ( که در درون ما فعال است)، استفاده کرده است : کهن نمونه همچون طرحی نامرئی و تعیین کننده فرم و ساختار بلوری است که میخواهد شکل بگیرد. زمانی که بلور عملا شکل گرفت، این شکل و طرحِ قابل رویت و تشخیص شبیه کهن نمونه برانگیخته شده است.
شاید بتوان کهن نمونه ها را به طرح های نهفته در دانه های گیاهان تشبیه کرد. رشد این دانه ها مشروط است به وضعیت خاک و آب و هوا، وجود یا عدم وجود برخی مواد تقویت کننده ، توجه و یا غفلت باغبان، اندازه و عمق ظرف و نیز استقامت آن دانه بخصوص.
بدین ترتیب، اینکه کدام خدابانو و یا خدابانوان (تعدادی از آنها ممکن است همزمان با هم حضور داشته باشند) در زنی و یا در مرحله ای از زندگی زنی فعال شود، بستگی به چند عامل دارد. این عوامل عبارتند از : استعداد، خانواده و فرهنگ، هورمونها، انسان های اطراف، وقایع غیرقابل پیش بینی، گزینش فعالیت ها و نیز مراحل مختلف زندگی.
 
 
زنی که به نیروهای موثر در خود شناخت پیدا میکند، به سلاح قدرتمندِ آگاهی نیز دست یافته است. خدابانوان نیروهای مقتدر و نامرئی هستند که رفتار و عواطف زنان را شکل میدهند. شناخت این نیروهای درونی گستره جدیدی را در جهت ارتقاء آگاهی زنان پیش رو نها...ده است. با دانستن اینکه کدام خدابانو نیروی غالب درونی است، میتوان به غرایز ویژه ، اولویت ها و توانایی های خود و نیزبه امکان حصول معنا در زندگی از طرقی که لزوما موافق طبع دیگران نیست، بصیرت یافت.
شناخت الگوهای رفتاری خدابانوان در نحوه ارتباط زنان با مردان نیز موثر است. با کمک آنها میتوان به این درک رسید که چرا بعضی از زنان با گروهی از مردان در تضادند و با برخی دیگر روابطی صمیمانه دارند. آیا زنان مردانی را برمیگزینند که پرقدرت و موفق، پرتوان و خلاق ویا کودک وارند؟ و سرانجام اینکه کدام خدابانو انگیزه نهانی کشش زن به نمونه خاصی از مردان است؟
شناخت این الگوها بر انتخاب و تداوم روابط تاثیر میگذارد.
نمونه های نوعی روابط نیز تحت تاثیر خدابانوان ویژه است. هریک از الگوهای ارتباطی پدر- دختر ، برادر – خواهر ، خواهر – خواهر ، مادر – پسر ، معشوق – معشوق و یا مادر – دختر میتواند ویژگی خدابانویی خاص باشد.
هر زنی از موهبت هایی "خدابانو داده" برخوردار است که باید آنها را بشناسد و سپاسگزارانه پذیرایشان باشد. اما کمبود هایی هم دارد که برای دگرگونی و تحول باید آنها را شناخت و بر آنها فائق آمد. هیچ زنی نمیتواند در برابر الگوی رفتاری خدابانوی کهن نمونه ای درون مقاومت ورزد، مگر آنکه به موجودیت آن و نیروی تحققش آگاه گردد.
هنگامی که زندگی از معنا تهی می شود و مبتذل به نظر می رسد ,یا وقتی که احساس می کنیم در شیوه زندگی و یا اعمالمان چیزی یا چیزهائی اساساٌ نادرست هستند,می توانیم با آگاهی از مغایرت و تناقض بین کهن الگوهای درونی و نقشی که بر عهدهء ما قرار گرفته... است ,به خود کمک کنیم.مردان اغلب گرفتار نبرد درونی بین کهن الگوهای خود از یک سو و کلیشه های دنیای بیرون از سوی دیگر هستند .کهن الگوها سمت گیری قدرتمندی دارند که در خدایان و اسطوره های یونایی متجلی هستند.وقتی نقشی را ایفا می کنید که با کهن الگوی درونی شما در ارتباط است ,از اعماق وجودتان ,نیروی لازم برای ایفای معنادار آن نقش را دریافت می کنید.آزادی عمل و تقویت توانایی های بالقوه انسان تنها با بروز خود حقیقی او که دارای استعدادهای فطری و سرشتی است,بروز پیدا می کند.هنگامی که دیگران ما را می پذیرند و اجازه پیدا می کنیم خود واقعی مان باشیم,عزت نفس,خود باوری وتحقق خود حقیقی ما ممکن می گردد ,و این امر تنها زمانی امکان پذیر است که خود انگیخته باشیم,بی ریا عمل کنیم ,مجذوب آنچه دوست داریم شویم و مورد حمایت وتشویق اطرافیان خاص زندگی خود قرار گیریم,نه آنکه با عکس العمل های نادرست آنها دچار هراس,افسردگی و نگرانی شویم.


نمادهای اسطوره ای و روان شناسی مردان
نویسنده شینودا بولن /مترجم مینو پرنیانی

 
هر زنی قهرمان اصلی زندگی خویش است.
زنان همانطور که در گذشته از تاثرات پرقدرت قالب های فرهنگی بر خود ناآگاه بودند، اکنون نیز از حضور نیروهای مسلط بر رفتار و احساسات خویش بی خبرند.
نیروهای مقتدر درون ، یا کهن نمونه ها، علت اصلی تفاوت های شخص...یتی میان زنانند. برای مثال، بعضی از زنان ازدواج و نیز داشتن فرزند را عامل رضایت از زندگی تلقی میکنند و اگر به این خواسته خود نرسند ، خشم و اندوه بر آنها قالب میگردد. برای این گروه از زنان نقش های سنتی شخصا پرمعناست. آنها با دسته ای از زنان که در جهت استقلال و دستیابی به اهداف خود تلاش میورزند و نیز با کسانی که در پی تجربیات تازه همواره روابط و نوع فعالیتشان را تغییر میدهند ، تفاوت دارند.
با این همه ، زنانی نیز هستند که در خلوت خود و با عرفان رضایت خاطر می یابند. آنچه که رضایت و خشنودی برخی از زنان را فراهم می سازد، ممکن است برای گروهی دیگر بی معنا باشد که البته این به نوع "خدابانوی فعال درون " بستگی دارد.
علاوه بر آن ، در هر زنی مجموعه ای از این خدابانوان همزمان با هم عمل میکنند و اگر زن شخصیتی پیچیده تر داشته باشد، احتمالا تعداد خدابانوان فعال درونش بیشتر است. بنابراین طبیعی است اگر بخشی از درون ، آنچه را که برای بخش دیگر ارضا کننده است، بی اهمیت تلقی کند.
شناخت "خدابانوان" موجب درک زنان از خود و نیز روابطشان با مردان و زنان دیگر ، والدین و فرزندان میشود. این الگوهای رفتاری " خدابانوان" همچنین وسیله فهم انگیزه ها (حتی اجبارهای درونی)، اضطراب ها و رضایتمندی های زن را فراهم میسازد.
این شناخت برای مردان نیز سودمند است. مردانی که میخواهند درک بهتری از زنان داشته باشند، میتوانند با استفاده از الگوهای خدابانوان به وجود نمونه های مختف زنان و نیز نحوه انتظارات خویش از آنها پی ببرند. این الگوها همچنین به مردان در درک رفتار متناقض زنان چند شخصیتی یاری میرساند.
 

 
زمانی که یک کهن نمونه به واسطه ندای درونی شخص و یا وقوع حادثه ای فراخوانده میشود، خدابانوی مرتبط با آن نیز برانگیخته شده ، هستی می یابد.
مثالش آن زنی است که تحت تاثیر نیازمندی شخص دیگر مشغولیت های خود را کنار نهاده، بدون هیچ مقاومتی به دیمی...تر مهربان و غمخوار تبدیل می گردد. این دگرگونی میتواند اثری نامطلوب بر حرفه اش داشته باشد، زیرا حرفه اش اولین چیزی است که نادیده گرفته میشود. احتمالا اوقات بسیاری را به مکالمه تلفنی با دوستانش اختصاص میدهد، گوش شنوا برای مشکلات دیگران دارد، در نتیجه به کار خود بی توجه است و بدین ترتیب احتمال اخراج شدنش از کار افزایش می یابد.
زنی دیگر به خاطر تجربه شرکت در تظاهرات زنوری به آرتمیسی تمام و کمال دگرگون میگردد و در پی برانگیخته شدن حس خواهر دوستیش، با بی عدالتی در قلمرو حقوق زنان به مبارزه می پردازد.
مثال دیگر، زنی است بسیار محجوب و مردم دوست که مسائل مالی او را به آتنای سرسخت و حسابگر بدل میکند، به طوری که او در بستن قرارداد با دیگران پافشاری میکند و همواره دلواپس سهم خویش است.

اگر جنبه منفی یک خدابانو تحت شرایطی فعال شود، علائم روان پریشی در زن رشد میکند.
صمیمیت میان شوهر و زنی جذاب - مثلا همکار ، کارمند و یا همسایه ـ هرای حسود را در زن برمی انگیزد و باعث بی اعتمادی و سوءظن او میشود، به طوری که او همواره احساس فریب خوردگی میکند، حتی زمانی که هیچ خیانتی در کار نیست.

 

در یونان باستان آرتمیس ، آتنا و هِستیا خدابانوان باکره هستند.
آرتمیس ( که رومی ها او را دیانا می نامند ) خدابانوی شکار و ماه بود و طبیعت وحشی ، قلمروی او به شمار می آمد. تیراندازی بی خطا و حامی همه موجودات تازه حیات یافته بود.
آتنا ( رومی ه...ا او را به نام مینروا میشناسند ) خدابانوی عقل و مهارت بود؛ حافظ شهر آتن که نام خود را از او گرفت و پشتیبان بسیاری از قهرمانان مذکر. او را غالبا در زره ای رزمی مجسم میکردند و به عنوان بهترین مدبر جنگی میشناختند.
هِستیا ، خدابانوی آتشکده ( وستا نام رومی اوست ) به اندازه دیگر خدایان المپی شناخته شده نبود. آتش درون آتشکده ی خانه ها و معابد حضور او را صورت می بخشیدند.
خدابانوان باکره مظهر ویژگی های استقلال و خودبسندگی در زنانند. برخلاف دیگر خدایان و خدابانوان کوه المپ، این سه در مقابل عشق و عاشقی مصونیت داشتند. دلبستگی های عاطفی، آنها را از پیگیری آنچه برایشان مهم بود بازنمی داشت.
این گروه از خدابانوان قربانی نشده، زجر هم نکشیدند. در مقام کهن نمونه ، آنها بیانگر نیاز زنان به خودمختاریند و نیز مظهر تواناییشان در متمرکز کردن هوشیاری بر آنچه که برایشان پرمعناست.
آرتمیس و آتنا جلوه آرمانگرایی و تفکر منطقی هستند و همین ویژگی از آنها کهن نمونه هایی هدفگرا میسازد.
هستیا کهن نمونه ای است که توجه خود را به درون، به جنبه روحانی شخصیت زن معطوف میدارد.
این سه کهن نمونه های زنانه ای هستند که فعالانه اهداف خویش را دنبال میکنند. آنها آگاهی ما از خصوصیات زنانه را تا بدانجا گسترش می دهند که کفایت و خودبسندگی را نیز شامل گردد.

نمادهای اسطوره ای و روانشناسی زنان – شینودا بولن
Photo: ‎در یونان باستان آرتمیس ، آتنا و هِستیا خدابانوان باکره هستند.
آرتمیس ( که رومی ها او را دیانا می نامند ) خدابانوی شکار و ماه بود و طبیعت وحشی ، قلمروی او به شمار می آمد. تیراندازی بی خطا و حامی همه موجودات تازه حیات یافته بود.
آتنا ( رومی ها او را به نام مینروا میشناسند ) خدابانوی عقل و مهارت بود؛ حافظ شهر آتن که نام خود را از او گرفت و پشتیبان بسیاری از قهرمانان مذکر. او را غالبا در زره ای رزمی مجسم میکردند و به عنوان بهترین مدبر جنگی میشناختند.
هِستیا ، خدابانوی آتشکده ( وستا نام رومی اوست ) به اندازه دیگر خدایان المپی شناخته شده نبود. آتش درون آتشکده ی خانه ها و معابد حضور او را صورت می بخشیدند.
خدابانوان باکره مظهر ویژگی های استقلال و خودبسندگی در زنانند. برخلاف دیگر خدایان و خدابانوان کوه المپ، این سه در مقابل عشق و عاشقی مصونیت داشتند. دلبستگی های عاطفی، آنها را از پیگیری آنچه برایشان مهم بود بازنمی داشت.
این گروه از خدابانوان قربانی نشده، زجر هم نکشیدند. در مقام کهن نمونه ، آنها بیانگر نیاز زنان به خودمختاریند و نیز مظهر تواناییشان در متمرکز کردن هوشیاری بر آنچه که برایشان پرمعناست.
آرتمیس و آتنا جلوه آرمانگرایی و تفکر منطقی هستند و همین ویژگی از آنها کهن نمونه هایی هدفگرا میسازد.
هستیا کهن نمونه ای است که توجه خود را به درون، به جنبه روحانی شخصیت زن معطوف میدارد.
این سه کهن نمونه های زنانه ای هستند که فعالانه اهداف خویش را دنبال میکنند. آنها آگاهی ما از خصوصیات زنانه را تا بدانجا گسترش می دهند که کفایت و خودبسندگی را نیز شامل گردد.

نمادهای اسطوره ای و روانشناسی زنان – شینودا بولن‎

 
هرا ، دیمیتر و پرسفون خدابانوان آسیب پذیر هستند.
هرا Hera ( درمیان رومی ها به جونو Juno معروف است ) خدابانوی زناشویی بود و همسر زئوس، خدای خدایان المپ.
دیمیتر Demeter (نام رومیش سرز Ceres میباشد ) خدابانوی غلات بود و در مشهورترین اسطوره اش،... بر نقش او در مقام مادر تاکید شده است.
پرسفون Persephone ( که لاتین آن پروسِرپینا Proserpina است) دختر دیمیتر بود و یونانی ها او را کُره Kore به معنای "دوشیزه" هم می نامیدند.

سه خدابانوی آسیب پذیر مظهر نقش های سنتی زنان؛ یعنی همسر ، مادر و دختر هستند. آنها رابطه گرایند، به نحوی که هویت و سلامتیشان مشروط به رابطه ای اساسی در زندگیشان است. همچنین تجلی نیاز زنان به پیوند و ارتباطند و از آنجا که خود را با دیگران هماهنگ میکنند، آسیب پذیر میگردند.
این سه خدابانو ربوده شدند و مورد تجاوز، سلطه جویی و استهزای خدایان مذکر قرار گرفتند. درمواردی که پیوندی از هم میگسست و یا خیانتی به آن میشد ، هر یک از این سه خدابانو به شیوه خود رنج میکشید و علائمی از خود نشان میداد که به بیماری های روانی شباهت داشت.
اما این خدابانوان تکامل نیز یافتند و به همین علت میتوانند زنان را از ماهیت این فقدان و نحوه واکنش در برابر آن آگاه سازند.
آنها در عین حال امکان بالقوه ای برای رشد زنان از طریق رنجند، رنجی که ذاتی هر یک از این سه کهن نمونه است.

نمادهای اسطوره ای و روانشناسی زنان – شینودا بولن
See more
Photo: ‎هرا ، دیمیتر و پرسفون خدابانوان آسیب پذیر هستند.
هرا Hera ( درمیان رومی ها به جونو Juno معروف است ) خدابانوی زناشویی بود و همسر زئوس، خدای خدایان المپ.
دیمیتر Demeter (نام رومیش سرز Ceres میباشد ) خدابانوی غلات بود و در مشهورترین اسطوره اش، بر نقش او در مقام مادر تاکید شده است.
پرسفون Persephone ( که لاتین آن پروسِرپینا Proserpina است) دختر دیمیتر بود و یونانی ها او را کُره Kore به معنای "دوشیزه" هم می نامیدند.

سه خدابانوی آسیب پذیر مظهر نقش های سنتی زنان؛ یعنی همسر ، مادر و دختر هستند. آنها رابطه گرایند، به نحوی که هویت و سلامتیشان مشروط به رابطه ای اساسی در زندگیشان است. همچنین تجلی نیاز زنان به پیوند و ارتباطند و از آنجا که خود را با دیگران هماهنگ میکنند، آسیب پذیر میگردند.
این سه خدابانو ربوده شدند و مورد تجاوز، سلطه جویی و استهزای خدایان مذکر قرار گرفتند. درمواردی که پیوندی از هم میگسست و یا خیانتی به آن میشد ، هر یک از این سه خدابانو به شیوه خود رنج میکشید و علائمی از خود نشان میداد که به بیماری های روانی شباهت داشت.
اما این خدابانوان تکامل نیز یافتند و به همین علت میتوانند زنان را از ماهیت این فقدان و نحوه واکنش در برابر آن آگاه سازند.
آنها در عین حال امکان بالقوه ای برای رشد زنان از طریق رنجند، رنجی که ذاتی هر یک از این سه کهن نمونه است.

نمادهای اسطوره ای و روانشناسی زنان – شینودا بولن‎

نمادهای اسطوره ای و روان شناسی زنان - شینودا بولن
Photo: ‎زمانی که یک کهن نمونه به واسطه ندای درونی شخص و یا وقوع حادثه ای فراخوانده میشود، خدابانوی مرتبط با آن نیز برانگیخته شده ، هستی می یابد.
مثالش آن زنی است که تحت تاثیر نیازمندی شخص دیگر مشغولیت های خود را کنار نهاده، بدون هیچ مقاومتی به دیمیتر مهربان و غمخوار تبدیل می گردد. این دگرگونی میتواند اثری نامطلوب بر حرفه اش داشته باشد، زیرا حرفه اش اولین چیزی است که نادیده گرفته میشود. احتمالا اوقات بسیاری را به مکالمه تلفنی با دوستانش اختصاص میدهد، گوش شنوا برای مشکلات دیگران دارد،  در نتیجه به کار خود بی توجه است و بدین ترتیب احتمال اخراج شدنش از کار افزایش می یابد.
زنی دیگر به خاطر تجربه شرکت در تظاهرات زنوری به آرتمیسی تمام و کمال دگرگون میگردد و در پی برانگیخته شدن حس خواهر دوستیش، با بی عدالتی در قلمرو حقوق زنان به مبارزه می پردازد.
مثال دیگر، زنی است بسیار محجوب و مردم دوست که مسائل مالی او را به آتنای سرسخت و حسابگر بدل میکند، به طوری که او در بستن قرارداد با دیگران پافشاری میکند و همواره دلواپس سهم خویش است.

اگر جنبه منفی یک خدابانو تحت شرایطی فعال شود، علائم روان پریشی در زن رشد میکند.
صمیمیت میان شوهر و زنی جذاب  - مثلا همکار ، کارمند و یا همسایه ـ هرای حسود را در زن برمی انگیزد و باعث بی اعتمادی و سوءظن او میشود، به طوری که او همواره احساس فریب خوردگی میکند، حتی زمانی که هیچ خیانتی در کار نیست.

نمادهای اسطوره ای و روان شناسی زنان - شینودا بولن‎
ادامه نوشته

قهر

 
 
 
پنهاني

يكديگر را نگاه مي كنيم

پنهاني

... به همديگر عشق مي ورزيم

واگر دستمان جايي رو شد

انكار مي كنيم...


وقتي كه قهر

فاصله ي نگاهمان را

كمتر مي كند؛

آيا زيبايي اين زندگي

به همين قهر ها و آشتي ها نيست؟

 
 
 
راشين گوهرشاهي

ملاقاتی در غروب یک شعر

 
 
"ر: فرق ية زن با يه مرد از نظر من مي دوني چيه؟!
س:چي؟!
ر: يه زن اغلب اوقات به همه ي اجزاي زندگي به اندازه ي اعضاي خانوادش اهميت ميده.

ولي يه مرد اكثرا توي زندگي به هيچي اهميت نميده ...
حتي به اعضاي خانواده ش."

 
راشين گوهرشاهي-ملاقاتي در غروب يك شعر.
Photo: ‎

عشق از زبان بچه های 4 تا 8 ساله

 
cid:1.1567921025@web113511.mail.gq1.yahoo.com
گروه متخصص و محققی در یک تحقیق سوالی را از گروهی کودک خردسال پرسیده بودند که پاسخهایی که بچه ها دادند عمیق ترو متفکرانه تر از تصورات بود
سوال این بود

معنی عشق چیست؟
نظر شما راجع به جوابهای بچه ها چیست؟
وقتی کسی شما رو دوست داره ، اسم شما رو متفاوت از بقیه می گه . وقتی اون شما رو صدا می کنه احساس می کنی که اسمت از جای مطمئنی به زبون آورده شده. بیلی - 4 ساله
مادر بزرگ من از وقتی آرتروز گرفته نمی تونه خم بشه و ناخن هاش رو لاک بزنه پدر بزرگم همیشه این کار رو براش می کنه حتی حالا که دستهاش ارتروز گرفتن ، این عشقه. زبکا - 8 ساله
 
عشق موقعیکه دختره عطر می زنه و پسره هم ادکلون، و دو تایی می رن بیرون تا همدیگر رو بو کنن. کارل -5 ساله
عشق وقتیه که شما برای غذا خوردن می رین بیرون و بیشتر سیب زمینی سرخ شده خودتون رو می دهید به دوستتون بدون اینکه از اون انتظار داشته باشید که کمی از غذای خودشو بده به شما. کریستی - 6 ساله
عشق یعنی وقتی که مامان من برای بابام قهوه درست می کنه و قبل از اینکه بدش به بابا امتحانش می کنه تا مطمئن بشه که طعمش خوبه. دنی - 7 ساله
عشق اون چیزیه که لبخند رو وقتی که خسته ای به لبت میاره . تری - 4 ساله
عشق وقتیه که شما همش همدیگه رو می بوسید بعد وقتی از بوسیدن خسته شدید هنوز دوست دارید با هم باشید پس بیشتر با هم حرف می زنید. مامان و بابای من دقیقا اینجورین. امیلی - 8 ساله
عشق همون باز کردن کادوهای کریسمسه به شرطی که یه لحظه دست نگه داری و فقط با دقت گوش کنی. بابی - 7 ساله
اگه می خواهی دوست داشتن رو بهتر یاد بگیری ، باید از دوستی که بیشتر از همه ازش متنفری شروع کنی. نیکا 7 - ساله
عشق اون موقعس که تو به پسره می گی که از تی شرتش خوشت اومده ، بعد اون هر روز می پوشتش. نوئل - 7 ساله
عشق مثل یه پیرزن کوچولو و یه پیرمرد کوچولو می مونه که هنوز با هم دوست هستن حتی بعد از اینکه همدیگر رو خیلی خوب می شناسن. تامی - 6 ساله
موقع تکنوازی پیانو ، من تنهایی روی سن بودم و خیلی هم ترسیده بودم . به تمام مردمی که منو نگاه می کردن نگاه کردم و بابام رو دیدم که وول می خوره و لبخند می زد اون تنها کسی بود که این کار رو می کرد. من دیگه نترسیدم. کیندی 8 - ساله
مامانم منو بیشتر از هر کس دیگه ای دوست داره چون هیچ کس دیگه ای شبها منو نمی بوسه تا خوابم ببره. کلر - 6 ساله
عشق اون موقعی هست که مامان بهترین تیکه مرغ رو میده به بابا. الین - 5 ساله
عشق زمانیه که مامان، بابا رو خندان می بینه و بهش میگه که هنوز هم از رابرت ردفورد خوش تیپ تره. کریس - 7 ساله
عشق وقتیه که سگت می پره بقلت و صورتت رو لیس می زنه حتی اگر تمام روز تو خونه تنهاش گذاشته باشی. مری آن- 4 ساله
می دونم که خواهر بزرگترم منو خیلی دوست داره بخاطر اینکه تمام لباسهای قدیمی خودشو می ده به من و خودش مجبور می شه بره بیرون تا لباسهای جدید بگیره. لورن - 4 ساله
وقتی شما کسی رو دوست دارید موقع حرکت از مژه هاتون ستاره های کوچولویی خارج می شن. کارل - 7 ساله
دوست داشتن اون وقتی هست که مامان صدای بابا رو موقع دستشویی می شنود ولی بنظرش چندش آور نمیآد. مارک - 6 ساله
و بالاخره آخریش ؛ تو رقابتی که هدفش پیدا کردن مسئول ترین بچه بوده ، پسر بچه 4 ساله ای برنده می شه . همسایه دیوار به دیوار این آقا پسر یک مرد مسن یود. این آقا به تازگی همسر خودشون رو از دسته داده بودند. پسر بچه وقتی پیرمرد رو تنها در حال گریه کردن دیده بوده به حیاط خانه پیرمرد وارد می شه و می پره بقلش و همونجا می مونه، وقتی مادرش ازش می پرسه که پی کار کردی؟ میگه که هیچی من فقط کمکش کردم تا راحت تر گریه کنه

ده عادت ارتباطي مردها که زن ها را عصبی می کند




1- مردهایی که همه چیز را ناواضح و در پس پرده ای از ابهام باقی می گذارند.

2- مردهایی که از حرف زدن طفره می روند.
...
3- مردهایی که ساکت و عبوس می شوند.

4- مردهایی که خواسته ها و نیازهایشان را به زن ها نمی گویند.

5- مردهایی که احساسات شان را فرو می خورند و به یکباره منفجر می شوند.

6- مردهایی که وسط صحبت و مذاکره اتاق جلسه را ترک می کنند.

7- مردهایی که زیاد دستور می دهند.

8- مردهایی که احساسات زن را مسخره می کنند.

9- مردهایی که به منظور فرار کردن از چیزی ناخوشایند به دروغ متوسل می شوند.

10- مردانی که سریعاً ناراحت شده و به دنبال آن فوراً از خود واکنش نشان می دهند.

(1) بدانید که :

- زن ها بیش تر از مردها به حرف زدن و صحبت کردن اهمیت می دهند و حرف زدن را یک روش برقراری ارتباط با همسر خود می دانند.

دوست دارند همه ی وقایع را با ذکر جزئیات برای همسر خود تعریف نمایند.

- هم چنین زن ها معمولاً با صدای بلند فکر می کنند و هرچه را در ذهنشان می گذرد با صدای بلند بر زبان می آورند.

معمولاً به این طریق بهتر می توانند افکار خود را پردازش نمایند.

- گاهی حرف زدن برای زن ها روشی برای تخلیه ی تنش ها و اضطرابات آنان می باشد.

در این مواقع گوش کردن مردها به صحبتهای همسرشان بهترین راه کمک به آنها در حل اضطراب ها یشان است.

- زن ها معمولاً ناراحتی خود را کم تر از آنچه واقعاً هست نشان می دهند، و این کار را برای حفظ آرامش خانه انجام می دهند.

بنابراین مردها باید بدانند هر اشاره ی زن به ناراحتی هایش ممکن است بسیار عمیق تر از آنچه در ظاهر نشان می دهد باشد.

منبع:
http://tebyan.net

آهنگ زندگی

به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.
... به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
زمانی كه خودباوری را در خودت بكشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو كمك كنند.
به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
اگر برده عادات خود شوی،
اگر همیشه از یك راه تكراری بروی،
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی،
اگر رنگهای متفاوت به تن نكنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.
تو به آرامی آغاز به مردن میكنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چیزهایی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می‌كنند،
دوری كنی.
تو به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
اگر هنگامی كه با شغلت‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نكنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی،
كه حداقل یك بار در تمام زندگیت
ورای مصلحت‌اندیشی بروی.
امروز زندگی را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!
امروز كاری كن!
نگذار كه به آرامی بمیری!
شادی را فراموش نكن!

پابلو نرودا
  •