اسطوره ها سر نخ هایی به سوی عمیق ترین توان های معنوی ما هستند و میتوانند ما را به شادی، اشراق و حتی جذبه رهنمون شوند. بقایای همه اسطوره ها مانند تکه سفال های شکسته در یک محوطه باستان شناسی ، حدود دیوار های نظام باورهای درونی ما را مشخص می...کنند. هنگامی که داستان های اسطوره ای در ذهن شما جا بگیرد، ارتباط آن را با آنچه در زندگیتان اتفاق می افتد در می یابید. آنها شما را در مقابل چشم اندازی از آنچه برایتان اتفاق می افتد قرار میدهند.
این اطلاعات جسته و گریخته از روزگاران کهن و ناظر به مضمون هایی که به زندگی بشر یاری رسانده اند، تمدن ها را پدید آورده اند و در گذر هزاره ها ادیان را تغذیه کرده اند. به مسائل عمیق درونی و رازهای درونی و آستانه های گذر درونی ما میپردازند و اگر شما راهنما ها و علائم موجود در طول مسیر را نبینید، ناگزیرید شخصا مسیر را پیدا کنید.

اسطوره شناسی "آواز کائنات" یا " موسیقی افلاک " است. نوعی موسیقی که با آن به رقص در می آییم،حتی هنگامی که نام آهنگ آن را ندانیم.
ما ترجیع بندهای آن را میشنویم، "خواه در فراغت تنهایی به مومبو جومبوی یک حکیم جادوگر کُنگویی گوش کنیم، یا با جذبه ای فرهیخته ترجمه ی غزل های لائوتسه را بخوانیم، یا گهگاهی هسته سخت برهانی از آکویناس را بشکنیم و یا ناگهان معنای درخشان یک قصه عجیب و غریب پریان اسکیموها را در یابیم."
مثل قدیمی رومی میگوید : کسی که میخواهد ، سرنوشت راهنمای اوست، و کسی که نمیخواهد سرنوشت او را به دنبال خود خواهد کشید.
قدرت اسطوره ـ جوزف کمبل
 
ضرورت شناخت خدایان و خدابانوان درون انسان:

خدایان و خدابانوان درون انسان, هم به کهن الگوی قدرتمند درونی و هم به کلیشه های سازگارانه اجتماعی آنها می پردازد,«دیدگاهی کاالبدشکافانه»از روان شناسی اعماق وجودمان را فراهم می سازد و بدین ترتیب ک...مک می کند تا ریشه تعارضات درونی خود و در عین حال تمامیت وجودی خود را بازیابیم.
وقتی در می یابیم آنچه که انجام میدهیم,بر اساس نوع شخصیت ماست ,دستخوش حالتی از خوشی و نشاط می شویم که ریشه در احساس تمامیت و یگانگی با هستی دارد.برعکس زمانی که وضعیت جسمی و رویاها و علائم بالینی,تعارضات و رنج ها ی مارا نشان میدهند,در می یابیم که یک کهن الگو را نادیده گرفته و یا آگاهانه سرکوب کرده ایم.
سروران «اعم از خدایان و خدابانوان»یونان باستان در درون همه ما ,اعم از زن و مرد زندگی می کنند ,هر چند که معمولا در شخصیت مردان ,خدایان و در شخصیت زنان ,خدابانوها از قدرت بیشتری برخوردارند.
هر کهن الگویی «با مواهب خدایان » و «نعمت های خدابانوان » و مشکلات بالقوه خاص خود ارتباط دارد قدردانی از آنها باعث می شود تا هم به خاطر بهره مندی از آنها احساس غرور کنیم ,هم دست از سرزنش خود بر داریم .از انجا که انچه منطبق بر کهن الگوی ماست ,ارزشمند است ,انسانی که بداند کدام خدا و خدابانو, در وی فعال تر است,حق انتخاب ها و شرایطی را که موجب احساس رضایت بیشتر او می شوند بهتر میشناسد.
شناخت خدایان گاهی باعث می شود تا بخش های فراموش شده و مُثله شده خود را «بازشناسیم».
با آگاهی از وجود آنان ,درست مثل زمانی که در آیینه نگاه می کنیم و انگار برای اولین بار است که خود را می بینیم,به شناخت و بینش واضح و شفافی دست می یابیم,علت عکس العمل های دیگران نسبت به خود را می فهمیم و خود را بهتر می شناسیم.

برگرفته از کتاب نمادهای اسطوره ای و روانشناسی مردان
نویسنده شینودا بولن
Photo: ‎ضرورت شناخت خدایان و خدابانوان درون انسان:

خدایان  و خدابانوان  درون انسان, هم به کهن الگوی قدرتمند درونی و هم به کلیشه های سازگارانه اجتماعی آنها می پردازد,«دیدگاهی کاالبدشکافانه»از روان شناسی اعماق وجودمان را فراهم می سازد و بدین ترتیب کمک می کند تا ریشه تعارضات درونی خود و در عین حال تمامیت وجودی خود را بازیابیم.
وقتی در می یابیم آنچه که انجام میدهیم,بر اساس نوع شخصیت ماست ,دستخوش حالتی از خوشی و نشاط می شویم که ریشه در احساس تمامیت و یگانگی با هستی دارد.برعکس زمانی که وضعیت جسمی و رویاها و علائم بالینی,تعارضات و رنج ها ی مارا نشان میدهند,در می یابیم که یک کهن الگو را نادیده گرفته و یا آگاهانه سرکوب کرده ایم.
سروران «اعم از خدایان و خدابانوان»یونان باستان در درون همه ما ,اعم از زن و مرد زندگی می کنند ,هر چند که معمولا در شخصیت مردان ,خدایان و در شخصیت زنان ,خدابانوها  از قدرت بیشتری برخوردارند.
هر کهن الگویی «با مواهب خدایان » و «نعمت های خدابانوان » و مشکلات بالقوه خاص خود ارتباط دارد قدردانی از آنها باعث می شود تا هم به خاطر بهره مندی از آنها احساس غرور کنیم ,هم دست از سرزنش خود بر داریم .از انجا که انچه منطبق بر کهن الگوی ماست ,ارزشمند است ,انسانی که بداند کدام خدا و خدابانو, در وی فعال تر است,حق انتخاب ها و شرایطی را که موجب احساس رضایت بیشتر او می شوند بهتر میشناسد.
شناخت خدایان گاهی باعث می شود تا بخش های فراموش شده و مُثله شده خود را «بازشناسیم».
با آگاهی از وجود آنان ,درست مثل زمانی که در آیینه نگاه می کنیم و انگار برای اولین بار است که خود را می بینیم,به شناخت و بینش واضح و شفافی دست می یابیم,علت عکس العمل های دیگران نسبت به خود را می فهمیم و خود را بهتر می شناسیم.

برگرفته از کتاب نمادهای اسطوره ای و روانشناسی مردان
نویسنده شینودا بولن‎
"آدم ها و حوادث در فعال شدن خدایان موثرند"

واکنشی که کهن الگویی، یا «وجه مشخصه» خدایان خاص است، ممکن است توسط فرد یا حادثه دیگری فعال و یا به قول یونگ متجلی شود. مثلا پسری که با صورت کبود به خانه می آید و کوچک ترین توضیحی در این باره نمی د...هد، ممکن است خشم و انتقام پدر پوزیدونی [خدای دریا،عرصه عواطف و غرایز] را که خواهان تنبیه کسی است که چنین بلایی را بر سر پسرش آورده، برانگیزد، اما یک پدر زئوسی [خدای آسمان،حیطه اراده و قدرت] با دیدن صورت کبود پسرش، او را تحقیر کند.

خیانت به همسر نیز به همین منوال واکنش های گوناگونی را در پی خواهد داشت. وقتی مردی متوجه می شود که همسرش به او وفادار نیست یا زنی را که متعلق به خود می دانسته، معشوقه دیگری دارد،
آیا مثل زئوس تلاش می کند مرد دیگر را نابود کنـد؟
یا چون آپولو [خدای خورشید_کمانگیر، قانونگذار، محبوب] تصمیم می گیرد زن را نابـود سازد؟
یا چون هرمس [خدای پیام رسان] می خواهد جزئیات را بدانـد؟
یا مثل هفاستئوس [خدای صنعت ] فکر می کند باید آبروی آن دو را در ملاء عام ببرد؟

شرایط تاریخی نیز قادرند موقعیت را برای فعال شدن خدای خاصی در همه مردان فراهم سازند. مردان جوانی که گرایش دیونیزوسی [خدای عاشق،آواره و شور و مستی عارفانه] داشتند و خواهان تجارب از خود بی خودشـدگی بودند، در دهه 1960 به روان گردان هایی چون حشیش علاقه زیادی نشان دادند. بسیاری از آنها به عواقب روانی ناشی از مصرف مواد مخدر دچار شدند و عده ای هم دچار تَوهم روشن بینی و دستیابی به عوالم روحانی گردیدند. مردانی که در حالت عادی دیونیزوسی به شمار نمی آمدند، خصوصیات دیونیزوسی پیدا کردند و در نتیجه در مقایسه با قبل حسی تر شدند و آگاهی بیشتری پیدا کردند.

مردانی که داوطلبانه یا غیر داوطلبانه در جنگ ها شرکت داشتند، با آرس [خدای جنگ]، هم ذات شدند. در هر دو حالت، شرایط جنگی، آرس را فعال می کـرد. مردانی که در شرایط عادی حتی از نزاع های کوچک نیز دوری می کنند، ممکن است در وضعیت های جنگی حتی آدم بکشنـد.


نمادهای اسطوره ای و روانشناسی مردان/شینودا بولن
See more
Photo: ‎"آدم ها و حوادث در فعال شدن خدایان موثرند"

واکنشی که کهن الگویی، یا «وجه مشخصه» خدایان خاص است، ممکن است توسط فرد یا حادثه دیگری فعال و یا به قول یونگ متجلی شود. مثلا پسری که با صورت کبود به خانه می آید و کوچک ترین توضیحی در این باره نمی دهد، ممکن است خشم و انتقام پدر پوزیدونی [خدای دریا،عرصه عواطف و غرایز] را که خواهان تنبیه کسی است که چنین بلایی را بر سر پسرش آورده، برانگیزد، اما یک پدر زئوسی [خدای آسمان،حیطه اراده و قدرت] با دیدن صورت کبود پسرش، او را تحقیر کند.

خیانت به همسر نیز به همین منوال واکنش های گوناگونی را در پی خواهد داشت. وقتی مردی متوجه می شود که همسرش به او وفادار نیست یا زنی را که متعلق به خود می دانسته، معشوقه دیگری دارد، 
آیا مثل زئوس تلاش می کند مرد دیگر را نابود کنـد؟ 
یا چون آپولو [خدای خورشید_کمانگیر، قانونگذار، محبوب] تصمیم می گیرد زن را نابـود سازد؟ 
یا چون هرمس [خدای پیام رسان] می خواهد جزئیات را بدانـد؟
 یا مثل هفاستئوس [خدای صنعت ] فکر می کند باید آبروی آن دو را در ملاء عام ببرد؟

شرایط تاریخی نیز قادرند موقعیت را برای فعال شدن خدای خاصی در همه مردان فراهم سازند. مردان جوانی که گرایش دیونیزوسی [خدای عاشق،آواره و شور و مستی عارفانه] داشتند و خواهان تجارب از خود بی خودشـدگی بودند، در دهه 1960 به روان گردان هایی چون حشیش علاقه زیادی نشان دادند. بسیاری از آنها به عواقب روانی ناشی از مصرف مواد مخدر دچار شدند و عده ای هم دچار تَوهم روشن بینی و دستیابی به عوالم روحانی گردیدند. مردانی که در حالت عادی دیونیزوسی به شمار نمی آمدند، خصوصیات دیونیزوسی پیدا کردند و در نتیجه در مقایسه با قبل حسی تر شدند و آگاهی بیشتری پیدا کردند.

مردانی که داوطلبانه یا غیر داوطلبانه در جنگ ها شرکت داشتند، با آرس [خدای جنگ]، هم ذات شدند. در هر دو حالت، شرایط جنگی، آرس را فعال می کـرد. مردانی که در شرایط عادی حتی از نزاع های کوچک نیز دوری می کنند، ممکن است در وضعیت های جنگی حتی آدم بکشنـد.


نمادهای اسطوره ای و روانشناسی مردان/شینودا بولن‎